
۳- دوران کودکی حضرت آیت الله ابطحی و ورود به حوزه علمیه مشهد
بهمن ۶, ۱۳۹۶
۵- نوجوانی اینجانب و اختلافات در حوزه نواب مشهد
بهمن ۶, ۱۳۹۶بسمه تعالی
پدرم جلسات زیادی چه در منزل خودمان و چه در جلسات خانه های دیگران تشکیل می داد. عصرهای جمعه همیشه دعای سمات و قبل از آن یک نفر از روحانیین مستمعین را موعظه می کرد و صبح های جمعه دعای ندبه در منزل چهار نفر در ماه تشکیل داده بود و می گفتند تا آن وقت کسی دعای ندبه را نمی شناخت و در ایران دعای ندبه خوانده نمی شد و علت این کار پدرم (یعنی جلسات دعای ندبه) این بود که شخصی از اهل اصفهان حضرت بقیة اللّه ارواحنا فداه را در رویای صادقه دیده بود و آن حضرت برای تعجیل در فرجشان دستور دعای ندبه را داده بودند (که اصل قضیه در کتاب پرواز روح توضیح داده شده است).
شب ها پدرم جلسات قرآن داشت و برای مردم از همان آیاتی که تلاوت می شد توضیحاتی در خور فهم مستمعین و خودش میگفت. جمعی از دوستانش به او کمک می کردند و جلسات را تشکیل می دادند یکی از آنها آقای مشهدی احد بود که از افسران شوروی سابق بود و در جریان متفقین به ایران آمده بود و بخاطر آنکه حضرت رضا علیه السلام او را شفا داده بودند مسلمان شده بود و مرد بسیار متدینی بود که در طرف چپ تصویرش دیده می شود (و شرح حال این شخص در کتاب پرواز روح نوشته شده است) و نفر بعدی آقای مصطفوی استاد سیوطی ما بود و نفر بعدی حاج مراد علی بود که او هم مرد متدینی بود و نفر چهارم پدرم که در سن چهل سالگی است و نفر پنجم آقای مدرسی سيّد بزرگوراری بود که با او تشریک مساعی در تشکیل جلسات می کردند.
تاریخ نگارش:
۱۴۲۵/۱۲/۳۰ قمری
۱۳۸۳/۱۱/۲۲ شمسی

در میان جمعی از اقوام و دوستان در سن پانزده سالگی
نفر وسط من هستم که طفل خردسالی در بغل دارم
نفر وسط من هستم که طفل خردسالی در بغل دارم